دوشنبه , آبان ۱, ۱۳۹۶ ۶:۵۴ ب.ظ
خانه » مطالب ویژه » المپیک و روابط بین الملل
المپیک و روابط بین الملل

المپیک و روابط بین الملل

دکتر افشین زرگر – ورزش با بسیاری از مفاهیم و موضوعات محوری روابط بین الملل پیوند دارد، با قدرت، دولت، ملت، حاکمیت، امنیت، منافع ملی، سیاست خارجی، دیپلماسی و …

دوباره المپیک و 16 روزی که جهان به تماشای صحنه های زیبای مسابقات رنگارنگ ورزشی خواهد نشست. ورزشکارانی از تمامی قاره ها در جشن با شکوهی گرد هم آمده اند تا در عین یک رقابت منصفانه، برای صلح و دوستی تلاش کنند، اشک ها و لبخندهایی که برای پیروزی ها و شکست ها بر چهره ها خواهد نشست و مردمان محو جادوی ورزش خواهند شد. باز هم المپیکی دیگر یادگار عصر اسطوره ها، روزگاران کهن و قهرمان های اسطوره ای که همچو برق می دویدند، صخره های بزرگ را به دوش می گرفتند و از دیوارهای فراخ قلعه ها می پریدند، و حال وارثان آن ها در میدان المپیک برای سریع ترین، قوی ترین و بالاترین جایگاه ها رقابت می کنند.
المپیک مدرن برای یک رویای بزرگ ساخته شد، رویای تحقق صلح جهانی. این رویای بزرگ بود که پیر دو کوبرتن فرانسوی را واداشت تا در سال 1894 کمیته بین المللی المپیک را بنیان گذاری کند و از سال 1896 اولین جشن باشکوه المپیک مدرن آغاز شود. المپیک جدید ساخته شد تا ورزش در خدمت صلح و تغییر جهان باشد. و حال در آغاز نیمه دوم دهه دوم قرن 21 دوباره المپیک برای تغییر جهان و تحقق “دنیای جدید” برگزار می شود، در برزیل، در قلب آمریکای جنوبی، دنیای جدید دیروز برای اروپایی ها و سرزمین موز، قهوه، آمازون، فوتبال، رقص سامبا و سواحل توریستی امروز، دنیای در حال توسعه ای که سخت تشنه پیشرفت است و ورزش را یکی از بهترین ابزارها در این زمینه می بیند و به همین خاطر با آغوش باز به استقبال جام های جهانی فوتبال و المپیک ها می رود.
از این بحث ها که بگذریم، المپیک از جهات مختلف می تواند برای روابط بین الملل اهمیت داشته باشد، برای رشته دانشگاهی که با همه چیز سر و کار دارد از فرهنگ گرفته تا نظامی گری، از ریاضیات و فیزیک تا منطق و فلسفه و عرفان، از شاخ و شانه کشیدن به روی هم با تفنگ و تانک و جنگنده گرفته تا هماوردی در صحنه ورزش. آری روابط بین الملل با ورزش هم سر و کار دارد، این دنیای مدعی جدامانده از سیاست(یا آرزومند آن) هم نمی تواند خود را از رصد نگاه کنجکاوانه و تحلیل گرایانه و البته گاهی تجویزگرایانه روابط بین الملل دور نگاه دارد. روابط بین الملل ورزش را هم در گستره وسیع مطالعاتی خود قرار می دهد، چون ورزش با بسیاری از مفاهیم و موضوعات محوری روابط بین الملل پیوند دارد، با قدرت، دولت، ملت، حاکمیت، امنیت، منافع ملی، سیاست خارجی، دیپلماسی و …
1. المپیک و منافع ملی: المپیک می تواند در خدمت منافع ملی باشد. در بین تمامی عناصر منافع ملی، حضور قدرتمندانه و کسب پیروزی های بزرگ در صحنه المپیک می تواند به کسب و ارتقای پرستیژ و اعتبار کشورها کمک کند. کشورهای تاثیرگذار در سطح جهان هزینه های بی شماری را متحمل می شوند تا در صحنه المپیک حضوری پیروزمندانه داشته باشند. به همین خاطر است که در طول دوران جنگ سرد، یکی از صحنه های رقابت بزرگ بین دو ابرقدرت شرق و غرب، آوردگاه المپیک بود. در حال حاضر نیز چنین رقابتی را بین کشورهای جهان برای کسب بیش ترین و رنگین ترین مدال ها شاهد هستیم تا بتوانند جایگاه خود را در رده بندی(رنکینگ) المپیک بالا ببرند که می تواند خود شاخصی برای شان و اعتبار بین المللی آن ها باشد. بدون تردید حضور قدرتمند در المپیک با پرستیژ و اعتبار کشورها پیوندی ناگسستنی دارد.
2. المپیک، غرور ملی و انسجام و یکپارچگی ملی: پیروزی قهرمانان و ورزشکاران در صحنه مهمی همچون المپیک برای تمام ملت ها از اهمیت بالایی برخوردار بوده و موجب افتخار و غرور ملی می شود. آن گاه که پرچم کشورشان بر دوش ورزشکاران پیروزشان قرار می گیرد، سرود ملی شان پخش می گردد و پرچم مقدس شان بالاتر از دیگر پرچم ها به اهتزاز در می آید، به وجد می آیند، اشک شادی بر چشم های شان جاری می شود و به ملیت شان افتخار می کنند، مردمانی که حتی اگر از قومیت های مختلف باشند یا به زبان های مختلف تکلم کنند یا مذهب متفاوتی نسبت به هم داشته باشند. لباس تیم های ملی، سمبل مقدس ملت هاست و بدان همچون یونیفورم سربازان می نگرند، سربازانی که حافظ و پاسدار مام وطن هستند و ورزشکارانی که با قهرمانی شان وطن عزت و شکوهی دوباره می یابد. و اینگونه است که المپیک(حضور و پیروزی در آن) به انسجام و یکپارچگی ملی کمک می کند، حتی کشوری که دستخوش ناامنی و بی ثباتی و واگرایی است، آوردگاه هایی مانند المپبک، بر زخم های آن می تواند التیام ببخشد.
3. المپیک و دیپلماسی: سال هاست که در بین اشکال مختلف دیپلماسی از گونه جدیدی به نام دیپلماسی ورزشی یاد می شود. دیپلماسی ورزشی که از جنگ سرد(دیپلماسی تنیس بین چین و ایالات متحده) تا کنون(دیپلماسی کریکت بین هند و پاکستان، دیپلماسی کشتی و فوتبال بین ایران و ایالات متحده و …) یکی از ابزارهای سیاست خارجی کشورها برای تعقیب منافع ملی شان بوده است، در صحنه هایی مانند المپیک نمود بیش تری می یابد، جایی که سیاستمداران ارشد کشورها فارغ از قید و بندهای رسمی می توانند در کنار همتایان شان به دیدار مسابقات بنشینند و در کنار آن صحبت های دیپلماتیک هم داشته باشند، و یا ورزشکارانی که با مسابقه جوانمردانه با یک دیگر، دست دادن ها، عکس گرفتن ها، هدیه دادن ها به یک دیگر به بهبود روابط کشورهای متبوعه شان کمک کنند. البته از سوی دیگر هم باید به موضوع بنگریم، کسب میزبانی آوردگاه مهمی چون المپیک به دیپلماسی فعالی نیازمند است، و این جاست که دولت ها و دستگاه های سیاست خارجی شان وارد صحنه می شوند.
4. المپیک و صلح و امنیت بین المللی: در بین همه اهدافی که المپیک دنبال می کند، بدون تردید ترویج صلح و دوستی در جایگاه رفیعی قرار دارد. اصلا فلسفه پیدایش المپیک را باید در همین موضوع دید. جایی که تفنگ ها بر زمین گذاشته می شود، و انسان ها منصفانه با هم به رقابت می پردازند و نشان می دهند که از هر ملیت و رنگ و نژاد و مذهب و قومیتی که باشند، می توانند در کنار هم با آرامش زندگی کنند و رقابت دوستانه و انسانی باهم داشته باشند، چون انسانیت آن ها بر هر چیزی مقدم است. المپیک بایستی همواره در خدمت انسانیت، صلح و دوستی میان ملل مختلف و فراتر از آن همه انسان ها فارغ از هر قید و شرطی باشد.
5. المپیک و توسعه: کشورهایی که شدیدا برای کسب میزبانی مسابقات بزرگ ورزشی همچون المپیک تلاش می کنند، به خوبی می دانند که هر میزانی که هزینه کنند چندین برابر آن می توانند سود کسب کنند، از طریق جذب توریست های ورزشی، سرمایه گذاری های خارجی، تحرک بخشیدن به اقتصاد ملی، ایجاد مشاغل جدید، و از همه مهم تر معرفی خود به دیگر کشورهای جهان به عنوان یک گزینه برای روابط اقتصادی مطلوب. برگزاری المپبک برای میزبانان بی هزینه نیست، ولی بدون تردید سودهای آن به هزینه هایش می چربد.
6. المپیک و آپاتریدها: در المپیک یک تحول بزرگ روی داده است، ورزشکارانی نه با پرچم های ملی شان بلکه پرچم کمیته بین المللی المپیک وارد این آوردگاه شده اند تا پا به پای دیگر ورزشکاران برای قهرمانی تلاش کنند، ورزشکاران بدون ملیتی که روزی در حقوق بین الملل مورد پذیرش قرار نمی گرفتند، حال می توانند با شور و شعف و لبخند به چهره وارد مسابقات ورزشی در جشن با شکوه المپیک شوند، و المپیک ریو از این نظر خاستگاه یک تحول بزرگ شده است که می تواند بسیاری از اصول و مفروضات سابق نظام وستفالیایی را به چالش بکشد. آپاتریدها ها در المپیک پذیرفته شده اند و با پرچم جدیدی که دیگر ملی نیست وارد صحنه می شوند.
7. المپیک و مقاومت: در کنار تمامی موارد فوق، المپیک و تمامی صحنه های ورزشی در سطح جهانی، جایی برای ابراز هویت و خصوصاً نمایش مقاومت و ایستادگی بوده است. زمانی که ورزشکاری بر رقیب خود از ملیت دیگر غلبه می یابد، در کنار تمامی دستاوردها،  می تواند نوید دهنده پیام بزرگی برای ملت خود و جهان باشد، او و ملتش هنوز هستند و رمز ایستادگی را بلدند. به ویژه این در مورد ورزشکاران کشورهای ضعیف تر، تحت استعمار یا اشغال سابق، و شکست خورده در صحنه نبرد واقعی در مقابل یک کشور قدرتمندتر یا امپریالیستی، بیش تر نمود دارد. چنین ورزشکارانی در صحنه هایی مانند المپیک انتقام می گیرند، ولی نه با اسلحه و خشونت بلکه ورزش و رقابت مسالمت آمیز. اینجاست که دوباره سیاست وارد صحنه می شود و حتی ورزش را هم تحت الشعاع خود قرار می دهد. در دنیای ورزش و المپیک قهرمان الجزایری بر فرانسوی غلبه می یابد، ورزشکار ویتنامی در مقابل آمریکایی پیروز می شود، تیم ورزشی لهستانی و چک بر تیم ورزشی شوروی کمونیستی پیروز می شود، اوکراینی از روسی گوی سبقت و رقابت را می برد، و ده ها نمونه دیگر که همه می توانند حس غرور و ایستادگی را برای ملت های شکست خورده دیروز زنده کنند.
آری المپیک فقط یک مسابقه صرف ورزشی نیست، تنها عده ای ورزشکار که در صحنه های مختلف رقابت می کنند نیست، المپیک با قدرت، پرستیژ، منافع، دولت، سیاست خارجی، ملت سازی، توسعه و … در ارتباط است، و همه این ها یعنی المپیک نیز برای دانش روابط بین الملل، جذابیت های لازم برای مطالعه را دارد. چه دنیای بزرگی است دنیای روابط بین الملل. …
دکتر افشین زرگر – عضو هئیت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد کرج

درباره ی هرمس

همچنین ببینید

جنگ سوریه

شکست‌های پیاپی داعش و آینده مبهم عراق

وحید عسکری – کارشناس‌ارشد علوم سیاسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *