سه شنبه , مهر ۲۵, ۱۳۹۶ ۱۱:۰۸ ق.ظ
خانه » خبر » امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای – حسن روحانی

امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای – حسن روحانی

این کتاب نوشته ی دکتر حسن روحانی در دوازده فصل و شش پیوست به موضوع هسته ی ایران اشاره دارد .

سرشناسه : روح‍ان‍ی‌، ح‍س‍‍ن‌، ‏‫۱۳۲۷ -‏
‏عنوان و نام پديدآور : امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای / حسن روحانی.
‏وضعيت ويراست : ویراست ۲.
‏مشخصات نشر : تهران: ‏‫مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک‏‫، ‏‫١٣٩١.‬‬‬
‏مشخصات ظاهری : ‏‫۱۲۱۲ ص.‬‬
‏شابک : ‏‫۲۲۰۰۰۰ ریال‬‬‏‫ : 978-600-290-007-4‬
‏وضعیت فهرست نویسی : فیپا
‏يادداشت : ویراست قبلی: مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک، ۱۳۹۰ (۹۹۵ ص.).
‏يادداشت : چاپ سوم.
‏موضوع : انرژی اتمی — ایران — سیاست دولت
‏موضوع : منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای — ایران
‏شناسه افزوده : ایران. ریاست جمهوری. مرکز تحقیقات استراتژیک
‏رده بندی کنگره : ‏‫‭KZ۵۶۷۵‏‫‭ /ر۹۳‮الف‬۸ ۱۳۹۱ب
‏رده بندی دیویی : ‏‫‭۳۲۷/۱۷۴۷۰۹۵۵
‏شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۴۰۷۸۰

 

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه 

تاریخ هر ملتی صفحات ویژه‌ای دارد که نگارش همه ابعاد و زوایای آن نیازمند سعه ‌صدر و صبر است؛ برای تحلیل زوایای مختلف آن باید به زمان، اجازة مرور داد و برای داوری تاریخی‌اش، قضاوت نهایی را به آیندگان سپرد. بی‌تردید تحولات هسته‌ای ایران و دگرگونی‌های آن در ارتباط دقیق و تنگاتنگ با سیاست‌ها و استراتژی‌های طراحی‌شدة دوران‌های متفاوت، بخشی از این صفحات برجسته و شاید یکی از مهم‌ترین آنها در دستیابی کشور به منافع ملی و دفع تهدیدات احتمالی می‌باشد.

پس از پیروزی انقلاب و به‌ویژه در دهة اخیر، موضوع هسته‌ای ایران بنا به دلایلی چند، بیش از حدّ در صحنه سیاسی و تبلیغی جهان بزرگ‌نمایی و بحث‌انگیز شده است. اول آنکه مقامات و رسانه‌های غرب به‌ویژه امریکا از سال‌ها قبل و از جمله از دورة کلینتون بر این مسئله اصرار می‌ورزیدند که دولت ایران در پی دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی است. به‌عنوان مثال یکی از مواردی که مقامات دولت امریکا در هر مناسبتی به آن می‌پرداخته و می‌پردازند، همین مسئله هسته‌ای است. دوم آنکه،‌ صهیونیست‌های جهان به‌ویژه رژیم غاصب صهیونیستی،‌ ایران را بزرگ‌ترین دشمن خود می‌دانند و به هر بهانه‌ای به انحراف اذهان عمومی جهان نسبت به نظام اسلامی ایران ‌پرداخته و در این راستا یکی از موارد مهمِ اتهام آنها هم تلاش ایران برای تولید سلاح اتمی است. علاوه بر صهیونیست‌ها، کشورهای عربی جنوب خلیج ‌فارس نیز در سال‌های اخیر تلاش فراوانی به عمل آورده‌اند تا حساسیت کشورهای غربی به‌ویژه امریکا را نسبت به برنامه هسته‌ای ایران تشدید نمایند. سوم روابط خصمانه ایران و امریکا است که این خصومت بر همه مسائل بین‌المللی که مرتبط با کشورمان می‌باشد، سایه افکنده است. در واقع در همة موضوعات، نوعی پیش‌داوری از سوی هر یک از دو طرف نسبت به دیگری وجود دارد. امریکا ایران را در تقابل با منافع منطقه‌ای و بین‌المللی خود می‌داند و ایران نیز امریکا را بزرگ‌ترین دشمن خود تلقی می‌کند. بی‌تردید در روابط خصمانه همواره نقاط ضعف‌ بزرگ‌تر و نقاط قوت، کوچک‌تر دیده می‌شوند. نکته چهارم، وقوع عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر 2001 در امریکا در مقطع دهه 80 شمسی و تأثیرات آن بر روابط غرب با جهان اسلام و کشورهای انقلابی به‌ویژه ایران بود. در آن مقطع، اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی در دنیای غرب و مخصوصاً در افکار عمومی مردم امریکا به اوج خود رسیده بود و طرح مسائلی از قبیل اتهام ساخت سلاح اتمی در آن ایام می‌توانست این نگرانی و هراس را دو چندان نماید. پنجمین مسئله، موضوع عراق و اتهامات وارده بر آن کشور مبنی بر تولید سلاح‌های کشتار جمعی بود که حمله امریکا و متحدانش به آن کشور نیز بر همین بهانه استوار بود. لذا موضوع ساخت سلاح‌های‌ کشتار جمعی در افکار عمومی جهانیان زیر ذره‌بین خاصی قرار داشت. ششمین مسئله هم تبدیل شدن ایران به قدرت اصلی منطقه‌ای پس از حمله امریکا به افغانستان و عراق بود؛ قدرتی که به دلیل مشروعیت داخلی، جذب افکار عمومی مسلمانان و کشورهای درحال‌توسعه و سیاست خارجی مبتنی بر تنش‌زدایی و اعتمادسازی، دارای مقبولیت منطقه‌ای و بین‌المللی بود. این امر برای صهیونیست‌ها و برخی کشورهای عربی منطقه بسیار گران تمام شده بود. لذا با دامن زدن به بحث هسته‌ای ایران و تبدیل آن به بحرانی جهانی، تلاش می‌کردند تا ایران را در گرداب یک معضل بین‌المللی قرار دهند. مجموعة این عوامل سبب شده بود که موضوع فعالیت‌ صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بیش از حدّ، بزرگ و خطرناک جلوه کند و زمینه را برای فعالیت‌های سیاسی و تبلیغی غرب علیه نظام اسلامی ایران آماده و تسهیل نماید.

علاوه بر توطئه‌های خارجی، برخی کنش‌ها و نگرش‌های داخلی، شرایط را برای دشمن سهل‌تر و دفاع را برای ما تا حدی سخت‌تر کرده بود. به عنوان نمونه برخی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران به دلیل رویکرد خصمانة غرب به ویژه امریکا، به آژانس گزارش نشده بود و یا پس از جنجال تابستان 1381، سازمان انرژی اتمی ایران به برخی از سؤالات آژانس، به‌صورت دقیق پاسخ نداده بود. کشف آلودگی سطح بالا در اوایل سال 1382 توسط آژانس نیز بر نگرانی‌ها و ابهامات افزوده بود. البته آلودگی در این سطح برای سازمان انرژی اتمی ایران و تبعاً برای مسئولین سیاسی کشور هم شگفت‌آور، گیج‌کننده و غیرقابل توجیه بود.

در مقاطعی هم در برخورد با آژانس از شیوه‌هایی استفاده می‌شد که برای آنها شک‌برانگیز و ابهام‌آفرین بود، برای مثال مسئولین و بازرسان آژانس برای سفر به ایران، گاهی با تأخیرهایی قابل اجتناب مواجه می‌شدند. ماجرای لیبی و دادن همه اطلاعات مربوط به بازار سیاه هسته‌ای به امریکا و انگلیس از سوی رژیم قذافی، در همان ایام نیز وضع مبهم و پیچیده‌‌ای را به‌وجود آورده بود. موارد دیگری هم بودند که سوژه‌هایی تبلیغاتی برای غرب فراهم آورده بودند، از جمله آلودگی سطح بالا که در واقع منشأ خارجی داشت و ساخت برخی از قطعات سانتریفیوژ در شرکت‌های متعلق به وزارت دفاع که از نظر غرب می‌توانست بهانه‌ای برای اتهامات بی‌‌اساس در زمینة انحراف فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز باشد. بنابراین، مقطع سال‌های 1382ـ1381 یکی از بدترین مقاطع برای طرح اتهام ساخت بمب اتمی به ایران بود، که شرایط را برای مقابله و زدودن این اتهام واهی، برای مسئولین نظام اسلامی ایران دشوار نموده بود.

با توجه به شرایط فوق، در حالی که مسیر توسعه انرژی هسته‌ای در کشور با دستان توانمند متخصصین نسل جوان و تصمیمات مهم و تأثیرگذار سیاستمدارن کشور به اوج خود رسیده بود، ناگاه در پیچ‌وخم‌های توطئه‌گرانه و هراس‌آلود غرب، به دامان تقابل و درگیری سیاسی افتاد و در تلاش برای از میان بردن یا حداقل زمین‌گیر کردن آن، از 23 مرداد 1381 با تبلیغات و هجمة رسانه‌ای غرب به صحنة نزاعی دیپلماتیک وارد شد؛ و در 21 شهریور 1382 منجر به صدور شدیدترین قطعنامة آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه ایران گردید و ایران را با چالشی بزرگ روبه‌رو نمود که می‌توانست ابعاد مختلف زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد.

من با تصمیم جلسة سران نظام و مسئولین عالیرتبه، با حکم رئیس‌جمهور و با تأکید مقام معظم رهبری، از 14 مهر 1382، مسئولیت مستقیم تیم مذاکره‌کنندة هسته‌ای ایران را بر عهده گرفتم؛ 678 روز به همراه‌ همکاران پرتلاشم کوشیدم تا خطر را از میهن اسلامی دور کنم و حافظ دستاوردهای بزرگ در زمینه فناوری هسته‌ای باشم. هم‌زمان شاهد ماجراجویی برخی در داخل و خارج کشور باشم، اما در جهت پاسداشت منافع و امنیت ملی، دم برنیاورم و از جنجال بپرهیزم.

مدتی در این اندیشه بودم که نکاتی را دربارة دورة مسئولیتم در مورد پرونده هسته‌ای بیان کنم و کمّ و کیف تصمیمات مهم هسته‌ای از ابتدای دورة‌ مسئولیتم تا پایان آن را، که عمدتاً در جلسات سران نظام و مسئولین عالیرتبه کشور و تحت نظارت عالی رهبر معظم انقلاب اسلامی اتخاذ شده بود، به تصویر بکشم، که امید است این کتاب آن آرزو را برآورده نموده باشد.

کتاب پیش رو شرحی است از رویدادها و حوادث آن روزها که با رویارویی با غرب از یک طرف و تلاش برای اجماع‌سازی داخلی بین سازمان‌ها و نهادها و احزاب و گروه‌های ذی‌نفع ـ که بعضاً رقابت‌های صنفی یا جناحی داشتند ـ از طرف دیگر و تصمیم‌هایی مهم و استراتژیک برای تأمین منافع حیاتی کشور همراه بود. در این کتاب سعی وافر نموده‌ام تا رویدادهای آن روزها را صادقانه و بی‌پیرایه بیان کنم. اما با توجه به ادامة ماجرای هسته‌ای، به ناچار این کتاب با ملاحظات فراوان نگارش یافته است.

بجاست همین ابتدا تأکید کنم که هرجا از فناوری هسته‌ای سخن می‌‌گویم، مقصودم فناوری صلح‌آمیزی است که شاخص بارزی از پیشرفت بشر در عصر حاضر می‌باشد. کاربرد فناوری هسته‌ای در زمینه‌های صلح‌آمیز بر کسی پوشیده نیست؛ از استفاده برای تولید برق به عنوان ابزار مهم توسعه گرفته تا کاربرد آن در پزشکی، کشاورزی و صنعت. امروزه بیش از 30 درصد برق اروپا و ژاپن و 20 درصد برق امریکا، از انرژی هسته‌ای تأمین می‌شود و متخصصین بسیاری از کشورهای جهان از حدود 300 رآکتور هسته‌ای برای تشخیص بیماری و درمان سرطان استفاده می‌کنند. استفاده صحیح از نیروی اتم چنان برای توسعه کشور و رفاه مردم لازم است که چشم‌پوشی از آن یعنی پشت کردن به پیشرفت یک جامعه و یکی از مؤلفه‌های اصلی رشد و توسعه کشور، و البته ملاحظات آن را هم باید به صورت تمام و کمال در نظر گرفت؛ چه اینکه چنین فناوری حساس و مهمی دارای مخاطراتی است که برای اجتناب از بروز آن، باید با تدبیر عمل کرد.

توسعه علمی و فنی کشور از طریق کسب دانش هسته‌ای، تصویری نیست که بتوان آن را فقط برای یک دولت قاب گرفت و یا در انحصار گروهی خاص قرار داد و برایش طرفدارانی ویژه تراشید. دولت‌های پس از انقلاب، هرکدام براساس مقتضیات و امکانات دورة مسئولیتشان، توان و اندیشه خود را مصروف آن نموده‌اند. لذا پس از به مقصد رسیدن بار بزرگ جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، کسب فناوری‌های پیشرفته از جمله فناوری هسته‌ای، به عنوان یکی از مؤلفه‌های سازندگی، در فهرست نیازهای کشور در دولت سازندگی پیگیری شد و در دولت اصلاحات نیز با جدیت تمام شتاب یافت تا دولت‌های بعد هم بتوانند آن را تداوم بخشند. من به احترام همة کسانی که در کسب توانمندی هسته‌ای ایران گامی برداشته‌اند، به قامت می‌ایستم و از فراموشکاری زمان می‌گریزم.

در مقطعی که من مسئول مذاکرات بودم، نظام، دو هدف را برای تیم مذاکره‌کنندة هسته‌ای مشخص کرده بود. نخست، دفع تهدیدات (سیاسی، اقتصادی و نظامی) از ایران، آن هم در شرایطی که امریکا خود را پیروز جنگ عراق می‌دانست؛ و دیگر تکمیل فناوری هسته‌ای و حفظ دستاوردهای آن.

این نوشتار، اندکی پس از آن به دست نشر سپرده شد که طرف‌های دیگر گفتگو و بازیگران تعامل صحنه شطرنج هسته‌ای نیز هر کدام در مکتوبات، مصاحبه‌ها و مقالات به ابعاد دیپلماتیک این موضوع اشاره نموده و از اهداف، برنامه‌ها و مقاصد خویش پرده برداشته‌اند؛ از انگلیس تا آلمان و از آژانس تا سفرای خارجی مستقر در ایران در زمان گفتگوها. در تمام آثار فوق از برنامه‌ریزی امریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران و یا حتی یک جنگ تمام‌عیار با ایران و همچنین تدبیر ایران برای نقش بر آب کردن نقشه‌های شیطانی آنها سخن به میان آمده است. این سخنان در فصل دوازدهم این کتاب به تفصیل آمده است.

دربارة تحقق هدف دوم که تکمیل فناوری هسته‌ای و حفظ دستاوردهای آن بود، استراتژی و سیاست‌های روشنی وجود داشت که در فصول مختلف کتاب به تفصیل به آن پرداخته شده است. اینکه اساساً چرا ایران به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای نیاز دارد؟ و چگونه خواهد توانست گام به گام زنجیره‌های آن را کامل کند؟ با مشکلات فراوان خارجی و داخلی چگونه تعامل شود؟ و سؤالات بسیار دیگری که همه و همه را در لابه‌لای سطور این کتاب می‌توان خواند و به کنه قضایا پی برد.

تیم هسته‌ای در این 678 روز (از 14/7/1382 تا 24/5/1384) یک منشور چندوجهی را دنبال می‌کرد که یک وجه آن فعالیت دیپلماتیک، وجه دیگر آن فعالیت حقوقی، و وجه سوم آن فرصت‌سازی برای تکمیل فناوری هسته‌ای و حتی تبدیل بحران به فرصت بود. در لایه‌های زیرین هریک از این وجوه، نیاز به طراحی‌های مهمی بود تا متاع «منافع حیاتی» کشور در جهان پرآشوب و در بازار مکارة سیاسی دنیا آسیب نبیند و بلکه به خوبی تأمین شود. لذا هربار که چالش‌ها تغییر می‌کرد،‌ طراحی‌های ما متناسب با آن تغییر می‌نمود و هر زمان هجمة دیپلماتیک شدت می‌یافت، ظرافت‌های سیاسی ما شکل نوینی به خود می‌گرفت، اما هرگز اهداف و مسیر اصلی ما تغییر نکرد و منحرف نگردید.

یقیناً این کتاب، تبیین کامل تمام عملکردهای دورة مسئولیت من نیست، ولی آنچه را شرح می‌دهم، کاملاً دقیق خواهد بود: از تبدیل تعلیق گسترده و الزامی به تعلیق داوطلبانه و محدود گرفته تا اعتمادسازی بین‌المللی؛ از فهرست بلندبالای موارد ابهام و سؤالات باقی‌مانده در آژانس تا حل و فصل همه موارد به‌جز یک مورد؛ از دستمایة محدود در فناوری هسته‌ای گرفته تا تکمیل UCF اصفهان، دستیابی به محصول آب سنگین، ساخت بیش از 1270 سانتریفیوژ،‌ ادامة ‌تلاش برای تکمیل P2 و همچنین پروژه زیرزمین نطنز؛ از ماجرای تشکیل کشورهای همسو که برای شرایط سخت در نظر گرفته شده بود، تا بهره‌برداری از پتانسیل غیرمتعهدها؛ و بالاخره از چالش‌های داخلی تا ایجاد آرامش در بخش‌های اقتصادی و سیاسی کشور.

خواننده این کتاب با جزئیات طرح چهارمرحله‌ای ایران در اجلاس پاریس در فروردین 1384 آشنا خواهد شد و شرح مذاکرات مهم با رئیس‌جمهور وقت فرانسه و سایر مقامات عالیرتبة اروپایی، آسیایی و افریقایی را خواهد خواند. در این کتاب دربارة ناتوانی اروپایی‌ها در استفاده از فرصت تفاهم با ایران تا بهانه‌جویی‌های مختلف آنان برای عدم اجرای تعهداتشان سخن به میان آمده است و خواننده به پیچیدگی‌های روابط اروپا و امریکا پی خواهد برد. تلاش کرده‌ام جزئیات جریان این موضوع را به ویژه در فصل یازدهم و دوازدهم کتاب به تصویر بکشم. جالب‌تر آنکه البرادعی نیز در کتابی که اخیراً منتشر کرده، نسبت به ناتوانی اروپا در این امر، به جمع‌بندی مشابهی رسیده است.

حفظ اسرار کشور و عزت و اقتدار نظام به همراه جلوگیری از بهانه‌جویی‌های آژانس و درعین حال اعتمادسازی با این نهاد بین‌المللی و کشورهای گوناگون جهان از دغدغه‌های مهم ما در بخش حقوقی و سیاسی ماجرا بود. سخت‌ترین قسمت این بخش، جبران قصورهای گذشته (به تعبیر گزارش‌ها و قطعنامه‌های آژانس) و بهانه‌جویی‌های مداوم غرب بود که صفحات زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده است. تیم هسته‌ای ما با تعامل عالمانه و دقیق با رده‌های مختلف آژانس بین‌المللی انرژی ‌اتمی و دیپلمات‌های اروپایی به دقت و وسواس، این گام‌ها را برداشته و این واقعه را در تاریخ دیپلماسی کشور به نیکی ثبت نموده‌ است.

به آنان که دربارة چرایی پذیرش تعلیق داوطلبانه و موقت بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای در این دوره، سؤالاتی به ذهن دارند، پیشنهاد می‌کنم بخش مربوط به نحوة تکمیل فناوری هسته‌ای را به دقت بخوانند؛ از تکمیل UCF اصفهان و ساخت و مونتاژ سانتریفیوژها گرفته تا به ثمر رسیدن آب سنگین اراک، ادامه فعالیت برای ساخت رآکتور 40 مگاواتی و تکمیل زیرزمین نطنز، از تولید کیک زرد تا ساخت P2 و دیگر دستاوردهای این دوره.

علاقه‌مندم این نکته را یادآوری کنم که در دنیای سیاست و در مقاطع بحرانی و حساس، کمتر انتخابی بین خوب و بد وجود دارد، معمولاً انتخاب بین بد و بدتر است. برای قضاوت نسبت به یک اقدام، تنها نباید فواید و آثار مثبت آن را اندازه‌گیری کرد، بلکه باید توجه کرد که اگر آن کار انجام نمی‌شد، کشور با چه شرایطی روبه‌رو می‌گردید. شاید تأخیر در راه‌اندازی یک مرکز تولیدی و یا تعلیق تولید برای چند ماه، در نگاه اولیه عملی مفید ارزیابی نشود، ولی هم‌زمان باید به این سؤال هم پاسخ گفت که اگر همان عمل صورت نمی‌گرفت، با چه پیامدهایی مواجه می‌شدیم. در این موارد است که ترجیح بد در برابر بدتر ضرورت می‌یابد. باید هر موضوعی را در ظرف زمان و مکانش مورد بررسی و ارزیابی قرار داد. آنجا که بین امنیت ملی و رفاه به ناچار باید یکی را برگزید، انتخابِ بین اهمّ و مهم است و روشن است که انتخاب اول عاقلانه، ‌منطقی و درست خواهد بود.

سخن از این نیست که در یک کار بزرگ و بین‌المللی و در مصاف با آن‌همه دشمن، ‌نقص و اشکالی در کار نبوده یا اینکه بهتر از این نمی‌شده،‌ بلکه سخن از این است که اولاً نظام همه توان خود را به کار گرفته، ثانیاً تصمیمات به صورت جمعی اتخاذ شده و ثالثاً آثار اقدامات، منطبق با منافع حیاتی کشور بوده است.

باید به این نکته هم توجه کرد که بحث موضوع هسته‌ای هنوز ادامه دارد. فارغ از همة گرایش‌ها و اختلاف نظرها و صواب و ناصواب‌ها، معتقدم برای رسیدن به هدف نهایی همچنان باید مسئله هسته‌ای را به‌عنوان یک پروژة ملی ببینیم و هرکدام به سهم خود برای موفقیت آن تلاش کنیم. پیشرفت، اقتدار و رفاه با همه ابزار مشروع از جمله فناوری هسته‌ای که حق مسلّم ما می‌باشد، باید محور سیاست‌گذاری‌های ما قرار گیرد. به عنوان یک ملت بزرگ، سابقة تاریخی خود را برای دستیابی به حقوق ملی‌مان به دنیا نشان داده‌ایم. در آینده نیز چنین خواهد بود.

برای من، نه تنها نوشتن این کتاب که حتی تصمیم‌گیری دربارة آن آسان نبود. هر زمانی که می‌خواستم قلم را بر کاغذ به گردش درآورم، احساس می‌کردم ماجرایی را می‌خواهم بنویسم و ترسیم کنم که ناچارم نسبت به بخش مهمی از آن سکوت اختیار کنم. چنین نگارشی را همانند چیدن میوة نارس می‌دیدم. ولی مدتی بود که این احساس به من دست داد که گویا تکلیف و وظیفه‌ای بر دوشم سنگینی می‌کند که برای ادای آن راهی جز گفتن و نوشتن در پیش رو ندارم؛ آن هم در زمانی که واقعیات به‌راحتی قلب و خلاف‌گویی عین فضیلت می‌شود. شاید سکوت در چنین شرایطی مصداق «دم فروبستن به وقت گفتن» باشد. از سوی دیگر برای من سخت آزاردهنده بود که نتوانم و یا نخواهم تجربیات و دانسته‌های خود را که در حساس‌ترین برهه تاریخ کشور به دست آورده‌ام، در اختیار نسل پویای امروز و فرزندان آتی این مرز پرگهر قرار دهم. لذا چنین اندیشیده‌ام که دانسته‌ها و تجربیات خود را در طَبق اخلاص به مردمی تقدیم کنم که پایمردی و مهربانی آنها در جای جای تاریخ این مملکت نقش بسته است. برای خردورزان و اندیشمندان، خواندن خاطرات و مجادلات و مذاکرات سیاسی یک شخص ممکن است فاقد جذابیت و اهمیت لازم باشد، اما آنچه در این کتاب تحریر شده، بسیار فراتر از گفتگوها و درگیری‌های روزمره سیاسی است. قصد آن ندارم که به نوشتار خود ببالم که گفته‌اند: مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید. مطالب این کتاب شرح دوران کوتاهی از تاریخ این مملکت است که در آن برهه کوتاه، امنیت کشور، استقلال سیاسی و غرور و همبستگی ملی در معرض خطر قرار گرفته بود. بیگانگان و معاندان، دندان تیز کرده بودند تا دستاوردهای علمی و فنی دانشمندان ما را به تاراج برده و نابود سازند. چنگال بی‌رحم سیاست جهانی صیقل خورده بود تا گردن ملت ما را بفشارد. برگ برگ این کتاب، بیانگر توطئه‌ها و بهانه‌تراشی‌های معارضان و در مقابل، حکایتگر تلاش خستگی‌ناپذیر و بی‌وقفه گروهی از ارزشمندترین کارشناسان این مرز و بوم در جهت خنثی کردن توطئه‌ها و دسایس دشمنان و بهانه‌جویان است. می‌دانم که خوانندگان فهیم می‌دانند که همه اتفاقاتی که در آن برهه کوتاهِ کمتر از دو سال به‌وقوع پیوسته، در این کتاب گفته نشده است. موضوع این کتاب که شرح پرونده هسته‌ای کشور است، هنوز در پیچ و تاب تهدیداتِ قدرت‌ها و مذاکرات سیاسی است و بدیهی است که تا سال‌ها و به‌ویژه تا زمانی که این پرونده در جریان باشد، مصلحت کشور و نظام ایجاب می‌کند که از پرداختن به برخی جزئیات و ذکر برخی مسائل اجتناب شود.

من بر عهد خود در پاسداری از نظام و کشور و انقلاب تا پای جان پایبندم. من سخت بر این باورم که بسیاری از منتقدان و ناقدان برنامه‌های من، که پیش‌قراول و مسئول پرونده هسته‌ای بودم، از دوستان و دلسوزان نظام و انقلاب بوده و می‌باشند. ازاین‌رو هرگز به اختلاف‌نظرها و انتقادها واکنش منفی نشان ندادم که سهل است، بلکه برخی از نقدها را به گوش جان شنیدم و پذیرفتم. همچنین سخت بر این باورم که کارشکنی‌ها و اتهامات و ادعاهای دروغین مغرضین، دیر یا زود برملا و آشکار می‌گردد و باز سخت بر این باورم که همه اقدامات من و تیمی که مرا همراهی می‌کرد، خالی از نقص و اشتباه نبوده است. اما هرگاه به خطا و لغزش خود پی می‌بردیم، بی‌درنگ برای جبران آن می‌کوشیدیم. آری، به‌خوبی می‌دانستم، مسئولیتی این‌چنینی کمتر مورد تقدیر و بیشتر مورد ملامت است.

بر خود لازم می‌دانم از همه کسانی که در راه ایجاد بنای رفیع فناوری هسته‌ای و حراست از آن تلاش کرده‌اند، صمیمانه تشکر نمایم. از سازمان انرژی اتمی و مدیران پرتلاش و دانشمندان و متخصصین ایثارگرش؛ از وزارت امور خارجه و همه کارشناسان و دیپلمات‌های ورزیده و مسئولین دلسوزش؛ از وزارت اطلاعات و مسئولین فداکار و تلاش‌های شبانه‌روزی سربازان گمنامش؛ از وزارت دفاع و متخصصان و کارکنانی که در ساخت قطعات حساس سانتریفیوژها با تمام توان کوشیدند و از هیچ کمکی در دیگر زمینه‌ها دریغ نورزیدند؛ و از دیگر نهادها و ارگان‌ها که در این امر مهم، مسئولین مربوطه را یاری دادند؛ به‌ویژه از رسانه‌های جمعی که ایجاد فضای حماسی کشور در زمینه این فناوری مهم، محصول کار و تلاش آنها بود؛ از همه آنها که در جلسات تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌، صدها و هزارها ساعت وقت صرف کردند و از جان مایه گذاشتند، از اعضای جلسه سران نظام گرفته تا اعضای کمیته عالی هسته‌ای و تا اعضای همة جلسات کارشناسی و دیگر مسئولان دلسوز، به‌ویژه از مقام ‌معظم‌ رهبری ‌مدظله‌العالی که اگر تدبیر، هدایت، نظارت و حمایت ایشان نبود، هرگز شاهد دستاوردی چنین عظیم و گرانقدر نبودیم.

برای آنکه از تمامی همراهان و همکارانم در دورة مسئولیتم سپاسگزاری نمایم، مایلم خالصانه، دستاوردهای مهم 678 روز تلاش بی‌وقفه را از طرف آنان به مردم عزیز و همة تلاشگران برنامه هسته‌ای کشور تقدیم نمایم:
1. دفع تهدیدات و جلوگیری از ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل؛
2. ایجاد نوعی شکاف در جبهة غرب؛
3. تثبیت حقوق ایران در زمینة فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای؛
4. مهار جنجال‌های سیاسی و تبلیغاتی غرب؛
5. تکمیل فناوری هسته‌ای در بخش‌های مختلف؛
6. حل‌وفصل مسائل باقی‌مانده در آژانس؛
7. اعتراف شورای حکام آژانس به عدم انحراف و صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران در اجلاس نوامبر 2004؛‌
8. آماده نمودن آژانس جهت اعلام چارچوب تضمین عینی؛
9. موفقیت در کمیتة رویکردهای هسته‌ای چندجانبه (MNA)؛
10. عضویت (ناظر) در سازمان تجارت جهانی (WTO)؛
11. فعال کردن مجدد مذاکرات مربوط به موافقتنامه تجارت و همکاری با اروپا (TCA)؛
12. شکست برنامه‌ریزی امریکا و غرب در اجلاس سال 2005 بازنگری معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای (NPT) در نیویورک؛
13. ساماندهی گروه کشورهای همفکر؛ و
14. آماده نمودن کشور برای شرایط اضطراری.

این دستاوردهای چهارده‌گانه را به پاس شهامت، استقامت و پیشرفت‌خواهی مردم سربلند ایران به پای آنان می‌ریزم و لطف خداوند متعال و حمایت‌های آن دورة مسئولین ارشد نظام به‌ویژه رهبری معظم انقلاب اسلامی را به دیدة منت می‌گذارم.

ما در مذاکرات، نمایندة ملت بزرگ ایران بودیم؛ مردمی که آرمان‌خواهی آنان در مبارزه با استبداد و استعمار، انقلاب اسلامی را به ثمر رساند و عزت‌طلبی، استواری و غیرتشان در طول هشت سال، پشت متجاوز را شکست؛ برای آبادانی ایران همة سختی‌ها را به جان خریدند و زیر فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب تاب آوردند تا به غرور ملی‌شان خدشه‌ای وارد نشود. ما نیز انرژی لازم را از این ملت غیور دریافت می‌کردیم و استوار ایستادیم؛ آن‌گاه که داشتن انرژی هسته‌ای را حق مسلّم خود اعلام می‌کردند و پیام ایستادگی و مقاومت را به گوش جهانیان می‌رساندند. حافظه تاریخ، بی‌شک استقلال‌خواهی و پاسداری از حق ملی هسته‌ای ایران توسط مردم امروزش را در کنار تلاش‌های دورة ملی‌شدن صنعت نفت، به عنوان برگ‌های زرین و حماسة بزرگ از یاد نخواهد برد و از آن به نیکی یاد خواهد کرد.
مطالب کتاب در دوازده فصل به شرح زیر تنظیم شده است:

در فصل اول، به شروع فناوری هسته‌ای بعد از انقلاب اسلامی و جمع‌بندی‌های مربوط به تعارضات توسعه از جمله نیاز کشور به انرژی هسته‌ای و لزوم تولید سوخت هسته‌ای و غنی‌سازی اورانیوم پرداخته‌ام. به علاوه مسئله تمدید معاهدهNPT در سال 1374 و همچنین امضای معاهده منع جامع آزمایش‌های هسته‌ای (CTBT) و رابطه آنها با بحث توسعه فناوری هسته‌ای را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌ام. در این فصل مباحث شورایعالی فناوری‌های نوین و تصمیم شورا برای شروع ساخت تأسیسات غنی‌سازی در نطنز در سال 1379 را نیز توضیح داده‌ام.

در فصل دوم، بیشتر به چالش‌های تصمیم‌سازی و تصمیم‌‌گیری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته و در یک چارچوب تاریخی ـ تحلیلی تصمیم‌سازی در جمهوری اسلامی ایران را مورد نقد و بررسی قرار داده‌ام. در این بحث تحلیلی، موضوع مهم آرمان‌های اسلامی و نحوه تلاش برای دستیابی به آنها را تبیین کرده و نقش شورایعالی امنیت ملی، ساختار و عملکرد آن درخصوص تصمیم‌گیری‌های مهم ملی به‌ویژه در مورد عراق و افغانستان و نحوه ورود آن به پرونده هسته‌ای را مورد تجزیه‌وتحلیل قرار داده‌ام.

در فصل سوم، شکل‌گیری تنش هسته‌ای در سال 1381، بین‌المللی‌شدن موضوع هسته‌ای ایران، رویکردهای عمده داخلی به موضوع هسته‌ای و اقدامات شورای حکام آژانس مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. به‌علاوه چگونگی تصمیم‌سازی در سطح سران کشور برای مدیریت متمرکز موضوع هسته‌ای به‌عنوان ضرورتی نوین و انتخاب اینجانب به‌عنوان مسئول ارشد پرونده هسته‌ای تبیین شده و از داشته‌های فناوری و برنامه‌های پیش روی کشور در آن مقطع و همچنین وضعیت حقوقی، سیاسی و بین‌المللی کشور ارزیابی دقیقی ارائه شده است.

در فصل چهارم، استراتژی نظام برای تهدیدزدایی از امنیت ملی کشور و نحوه اجماع‌سازی داخلی در مورد آن را توضیح داده‌ام. زمینه سیاسی داخلی و دلایل دعوت از سه وزیر اروپایی برای سفر به تهران را به تفصیل تشریح و بیانیه تهران را واکاوی نموده‌ام. مذاکرات خود در وین با البرادعی و در بروکسل با سه وزیر اروپایی را به منظور گذار از بحران قطعنامه سپتامبر 2003 و تلاش برای صدور قطعنامه مناسب در نوامبر 2003 بر مبنای بیانیه تهران تشریح کرده‌ام.

در فصل پنجم، نحوه مهار بحران ناشی از ناقص بودن اولین گزارش سازمان انرژی اتمی کشور به آژانس، خصوصاً ذکر نکردن نقشه‌های مربوط به نسل دوم سانتریفیوژها (P2) و همچنین مشکلاتی را که قضیه تسلیم لیبی در برابر امریکا و انگلیس متوجه ایران کرده بود، توضیح داده و چگونگی تبدیل این بحران به یک فرصت بالقوه از طریق توافق بروکسل را تبیین کرده‌ام. زمینه سیاسی داخلی و بین‌المللی عبور از قطعنامه‌های مارس و ژوئن 2004 از طریق توافق بروکسل و احتمال خارج کردن پرونده هسته‌ای ایران از دستورکار اضطراری شورا را توضیح داده و دلایل عادی نشدن پرونده را تحلیل کرده‌ام.

در فصل ششم، که به مرداد تا آذر 1383 مربوط می‌شود، به ماراتن تبادل طرح‌ها بین ایران و اروپا پرداخته‌ام. همچنین تقابل نفس‌گیر بین ایران و امریکا برای عادی کردن پرونده ایران از یک طرف و ارجاع به شورای امنیت از طرف دیگر را تشریح کرده‌ام. در این مقطع زمانی به اختلاف‌نظر داخلی و بی‌صبری برای شروع غنی‌سازی و دیپلماسی فعال برای عادی‌کردن پرونده که زمینه سیاسی و بین‌المللی توافق پاریس بود، اشاره شده است.

در فصل هفتم، شرایط داخلی و بین‌المللی که زمینه‌ساز توافق پاریس بود، کالبدشکافی شده است. به‌علاوه قطعنامه نوامبر 2004 که بر توافق پاریس استوار بود و پرونده ایران را از حالت اضطراری دستورکار شورای حکام خارج کرد، توضیح داده شده است. آثار توافق پاریس بر شرایط سیاسی و اقتصادی کشور و همچنین تصمیمات ضروری در صورت شکست احتمالی مذاکرات تبیین شده است.

در فصل هشتم، مذاکرات گروه‌های کاری سه‌گانه که برمبنای توافق پاریس فعال شدند و همچنین چالش اصلی یعنی عملیاتی کردن «تضمین عینیِ» صلح‌آمیز ماندن برنامه هسته‌ای ایران توضیح داده شده است. در این بخش مذاکرات با شیراک و شرودر که روزنه‌هایی از امید برای عملیاتی‌کردن تضمین عینی و غنی‌سازی در ایران بود، بیان شده است. فشار داخلی برای قطع مذاکرات با اروپا و بهره‌برداری جناحی از پرونده هسته‌ای در آستانه مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری دورة نهم در ایران که در این مقطع شروع شد، به‌عنوان چالشی مهم مورد ارزیابی قرار گرفته است.

در فصل نهم، تحلیلی از وقت‌کشی اروپا در مذاکرات گروه‌های کاری ارائه و ابتکار عمل جمهوری اسلامی ایران در ارائه طرح چهارمرحله‌ای شامل غنی‌سازی صنعتی در اولین روزهای سال 1384 را شرح داده‌ام. فشار امریکا، تأثیرپذیری اروپا از امریکا و تحولات داخلی در ایران در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری که دست‌به‌دست هم داده و به روند تغییر استراتژی به صورت پلکانی سرعت بخشید، در این فصل تشریح شده است. زمینه سیاسی تصمیم جمهوری اسلامی ایران برای راه‌اندازی UCF اصفهان و مذاکرات کمیته راهبری در لندن (اوایل اردیبهشت 1384) و اعلام افتتاح کارخانه اصفهان در دهم اردیبهشت 1384، توضیح داده شده است.

در فصل دهم، پیامدهای بین‌المللی تصمیم جمهوری اسلامی ایران برای راه‌اندازی کارخانه اصفهان(UCF) از جمله نامه سه وزیر اروپایی، تماس امبکی، کوفی‌عنان، مقامات چین و روسیه و توصیه آنها برای به تأخیر انداختن راه‌اندازی کارخانه اصفهان تا دریافت طرح نهایی اروپا و همچنین سفر به ژنو و آخرین مذاکرات با سه وزیر اروپایی در 4/3/1384 را تشریح نموده‌ام. به‌علاوه، بعد از شکست آخرین تلاش کمیته راهبری در لندن در تاریخ 29/4/1384، آماده‌سازی طرح جایگزین کشورهای همفکر به جای توافق با اروپا با کمک رئیس‌جمهور افریقای جنوبی و چند کشور دیگر را تشریح کرده‌ام.

در فصل یازدهم، به استراتژی سه‌وجهی جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت بحران هسته‌ای اشاره کرده و زمینه داخلی، پیامدها، مکاتبات و تماس‌های بین‌المللی مربوط به راه‌اندازی UCF اصفهان را تحلیل کرده‌ام. همچنین به شرح مختصری از مراسم تودیع در تاریخ 24/5/1384 بعد از 16 سال مسئولیت پرداخته‌ام. در پایان نیز ارزیابی کوتاهی از شرایط حقوقی، فنی، سیاسی و بین‌المللی زمانی که پرونده هسته‌ای را تحویل گرفتم و زمانی که آن را به دکتر لاریجانی تحویل دادم، ارائه کرده‌ام.

در فصل دوازدهم، دستاوردهای 678 روز تلاش مستمر را مرور و تحلیل کرده‌ام که چگونه نظام جمهوری اسلامی ایران فناوری هسته‌ای خود را در عین چالش‌های بین‌المللی تکمیل و با استفاده از دیپلماسی خلاق و دوراندیشی و تدبیر، تهدیدات علیه نظام را مهار نمود.
این کتاب در روزگاری منتشر می‌شود که پیچیدگی‌های زیادی پیش روی ما است. امید آن دارم که طبع آن به مذاق بلند خوانندگان سازگار بیفتد و منتقدان را نیز شراب انصاف بنوشاند که برای نگارش تاریخ هر ملت باید صبر و تحمل و انصاف پیشه کرد.

حسن روحانی
1390/9/9

درباره ی هرمس

همچنین ببینید

مسیر های راهپیمایی روز جهانی قدس در کرج

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی کرج اعلام کرد، مسیر میدان شهدا به سمت مصلی بزرگ کرج، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *