جمعه , مرداد ۶, ۱۳۹۶ ۳:۱۲ ق.ظ
خانه » سیاسی » بین الملل » انتخابات بی فاتح، التهابات بی پایان

انتخابات بی فاتح، التهابات بی پایان

 تب‌و‌تاب‌های زیاد سیاسی، خستگی و دلزدگی مردم و توده‌ها از دولتمردان و احزاب بزرگ قدیمی و نیز نزدیک بودن آرای سه جریان بزرگ سیاسی جملگی منجر به وضعیتی شده است که شاهد نوسانات زیادی در موقعیت جریانات، احزاب و تشکل‌های سیاسی ایتالیا هستیم.

ایتالیا
شبکه خبر دانشجویان البرز – سرویس بین الملل

دکتر سعید خالوزاده؛

این مطلب که با نگاهی جامع به بررسی شرایط و اوضاع سیاسی ایتالیا، متأثر از انتخابات اخیر این کشور پرداخته است، در دو بخش از نظر خواهد گذشت. در بخش نخست، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت، به ترسیم صحنه‌ی سیاسی ایتالیا و موقعیت هر یک از احزاب این کشور، به صورت تفصیلی اشاره شده است. در قسمت دوم نیز که به زودی منتشر خواهد شد، سناریوهای محتمل و چشم‌انداز آینده‌ی این کشور بررسی خواهد شد.

انتخابات پارلمانی اخیر ایتالیا، که خود به دنبال سقوط پیش از موعد دولت تکنوکرات ماریو مونتی برگزار شد، فضایی از شگفتی و بی‌اعتمادی را نه تنها در این کشور، بلکه در مجموعه‌ی کشورهای اتحادیه‌ی اروپا و بازارهای مالی به وجود آورد. در این انتخابات سیاسی، که به مدت دو روز (24 و 25 فوریه‌ی 2013) در سراسر ایتالیا انجام شد، این امید وجود داشت که با برتری یک جریان سیاسی و تشکیل یک دولت قوی، کشور از وضعیت بن‌بست کنونی خلاصی یابد. تمایل اول اروپاییان، چه در سطح مقامات و چه در سطح بازارهای اروپایی، این بود که یک دولت دست‌چپی میانه‌رو، با ائتلاف جریان چپ‌گرای پیر لوئیجی برسانی، به همراه مرکزگرایان میانه‌رو طرفدار ماریو مونتی (نخست‌وزیر مستعفی قبلی)، بر سر کار آید و چنانچه این امر میسر نباشد، حداقل دولتی که تشکیل می‌‌شود دولتی مقتدر باشد و هر روز در معرض سقوط نباشد تا این کشور بزرگ اروپایی بتواند مسئولیت‌ها و تعهدات خود را محقق سازد و بازار بتواند در شرایط باثبات و با امنیت سیاسی، فعالیت خود را ادامه دهد.

اما نتیجه‌ای که در انتخابات رقم خورد بدترین نتیجه‌ی ممکن برای اروپا بود، چون هیچ حزب و جریان ائتلافی موفق به کسب اکثریت آرا نشد و شوک ناشی از این نتیجه، ایتالیا را در شرایط بی‌ثباتی و عدم اطمینان فرو برد و کلیه‌ی بازارهای بورس اروپا را تحت شعاع خود قرار داد. بررسی نتایج این انتخابات و موقعیت جدید احزاب و جریان‌های سیاسی ایتالیا، تأثیر این انتخابات بر اوضاع کشور و اتحادیه‌ی اروپا و سناریوهای متصور برای تشکیل دولت ناشی از نتایج حاصله از انتخابات، از جمله موارد مورد توجه در این مقاله است.

مقدمه

صحنه‌ی سیاسی ایتالیا شاهد مقابله‌ی‌ دو جناح سیاسی راست میانه و چپ میانه است که به مدت بیست سال در حال رقابت با یکدیگر هستند. این در حالی است که اکنون پدیده‌ی دیگری در قالب جنبش پوپولیستی مطرح شده است به نام جنبش اعتراضی پنج‌ستاره که تفاوت چندانی با جنبش‌های اعتراضی دیگر در سایر کشورهای اروپایی ندارد و بیانگر وجود بحران و نارضایتی از اوضاع اقتصادی در اروپا و ایتالیاست. این جریان عمدتاً به توده‌های مردمی نزدیک است و به نظر می‌رسد هر چه اوضاع اقتصادی و رفاهی کشور وخیم‌تر باشد، این جریان قدرت بیشتری می‌یابد، زیرا اقشار ضعیف جامعه از جناح‌های سنتی و بزرگ ناامید شده‌اند و به سوی این جریان‌های پوپولیستی، که حرف دل آن‌ها را می‌زنند، گرایش می‌یابند. مرکزگرایان که اینک حول ماریو مونتی، نخست‌وزیر تکنوکرات مستعفی ایتالیا، گرد آمده‌اند، چهارمین جریان سیاسی این کشور را تشکیل می‌دهند.

ساختار سیاسی ایتالیا تصویری از جریان‌های سیاسی پراکنده در نظام پارلمانی است. تعدد احزاب سیاسی در این کشور معمولاً منجر به تشکیل دولت ائتلافی یا تقسیم پارلمان به یک اکثریت ضعیف و یک اپوزیسیون قوی می‌شود و این خود زمینه‌ای برای تشکیل دولت‌های بی‌ثبات و مستعجل است. ایتالیا کشور احزاب کوچک بسیار و احزاب قدرتمند اندک است. در این کشور بیش از 150 حزب وجود دارد که احزاب بزرگ‌تر همواره مجبور هستند به کمک ائتلاف با احزاب کوچک‌تر دولت ائتلافی تشکیل دهند. پس از تشکیل هر دولتی، کوچک‌ترین اختلاف منجر به انحلال دولت‌ها و بی‌ثباتی در کشور می‌شود. نظام سیاسی ایتالیا نه چند حزبی است و نه دو حزبی، بلکه ترکیبی از احزاب و تشکل‌های گوناگون است که هر روز به شکلی خاص و همراه با اوضاع سیاسی کشور خود را نشان می‌دهد. جمهوری ایتالیا دارای نظام سیاسی پارلمانی دوقطبی است؛ بدین معنی که پس از انجام انتخابات پارلمانی و مشخص شدن جناح سیاسی پیروز در انتخابات، رئیس دولت (رئیس شورای وزیران یا نخست‌وزیر) از سوی پارلمان انتخاب می‌شود.

انتخابات دوروزه‌ی اخیر ایتالیا (24 و 25 فوریه‌ی 2013 معادل 5 و 6 اسفند 1391)، که به دنبال انحلال پارلمان در 22 دسامبر 2012 ( اول آذر 1391) و سقوط دولت مرکزگرا و تکنوکرات ماریو مونتی برگزار شد، هیچ پیروزی قاطعی برای سه جریان بزرگ و برندهنداشت. انتخابات برای برگزیدن 630 نماینده‌ی مجلس نمایندگان و 315 سناتور مجلس سنا برای مدت پنج سال صورت گرفت و سه جریان برنده و البته غیرمؤثر انتخابات، عبارت‌اند از: ائتلاف چپ میانه به رهبری پیر لوییجی برسانی،حزب دست‌راستی محافظه‌کار به رهبری برلوسکونی و جنبش پوپولیستی پنج‌ستاره به رهبری جوزبپه گریلو. در حالی که ائتلاف چپ میانه با کسب 29/55 درصد آرای مربوط به مجلس نمایندگان با 340 کرسی، اکثریت آرای این مجلس را به دست آورده، حزب محافظه‌کار نیز بافتح 114 کرسی اکثریت آرا در مجلس سنا را کسب کرده است.[1]ندارد و همین امر نیز باعث شده است تا گریلو موقعیت ممتازی داشته باشد و بتواند دو حزب دیگر را به چالش بکشاند. مرکزگرایان میان رو به رهبری ماریو مونتی نیز با کسب 10 درصد کرسی‌ها، در جایگاه چهارم قرار گرفته‌اند.

جنبش پوپولیستی پنج‌ستاره شگفت‌ساز این انتخابات بود. هرچند این جنبش در موقعیت این دو حزب قدیمی و بزرگ‌تر چپ و راست میانه نیست، اما فاصله‌ی چندان قابل توجهی از آن‌ها نیز ندارد و همین امر نیز باعث شده است تا گریلو موقعیت ممتازی داشته باشد و بتواند دو حزب دیگر را به چالش بکشاند.

شرایط کنونی سیاسی ایتالیا، تب‌و‌تاب‌های زیاد سیاسی، خستگی و دلزدگی مردم و توده‌ها از دولتمردان و احزاب بزرگ قدیمی، نزدیک بودن آرای سه جریان بزرگ چپ میانه، راست میانه و جریان پوپولیستی پنج‌ستاره، نیاز به تحول و رفرم و… جملگی منجر به وضعیتی شده است که می‌تواند تغییرات زیادی در فضای سیاسی حزبی این کشور به وجود آورد و در آینده، شاهد نوسانات زیادی در موقعیت جریانات، احزاب و تشکل‌های سیاسی این کشور خواهیم بود.

انتخابات اخیر نشان داد که بیماری ایتالیا، برنده یا بازنده شدن یک گروه یا جریان سیاسی نیست، بلکه دولت‌ناپذیری آن است. طبق یکی سنت دیرینه، شهروندان اروپایی و ایتالیا در آخرین لحظات، تصمیم نهایی خود را برای انتخاب حزب برتر می‌گیرند. مردم ایتالیا طی سه سال گذشته و هم‌زمان با شدت یافتن بحران اقتصادی، انگیزه‌ی کمتری برای شرکت در انتخابات پارلمانی داشته‌اند و بی‌اعتمادی خود را به شعارهای تبلیغاتی نامزدها پیرامون کاهش مالیات، بهبود اوضاع، مبارزه با بیکاری و وعده‌ی خروج از بحران نشان داده‌اند. آن‌ها سیاست‌مداران کشورشان را به فساد و دزدی متهم می‌کنند. در ایتالیا چند جریان عمده وجود دارد که بیشترین نقش و تأثیرگذاری در فضای سیاسی کشور را دارند که در ذیل به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

جریان چپ میانه

جریان چپ متشکل از چند حزب و تشکل دست‌چپی است و عمدتاً کمونیست‌ها و سوسیالیست‌های سابق را در بر می‌گیرد. مهم‌ترین حزب این جریان امروزه با نام حزب دمکراتیک شناخته می‌شود. پیر لوئیجی برسانی[2] دبیرکل و رهبر حزب دمکراتیک و رهبر جناح چپ میانه است. این جناح هم‌اکنون بزرگ‌ترین جریان سیاسی ایتالیا و متعلق به خانواده‌ی چپ‌گرایان و سوسیال‌دمکرات‌های اروپایی است. این جریان اگرچه در انتخابات 24 و 25 فوریه‌ی 2013 ایتالیا اندکی از آرای خود را از دست داد، ولی همچنان به عنوان قوی‌ترین جریان سیاسی ایتالیا شناخته می‌شود و تشکیل هر دولتی، بدون درنظرگیری این جریان، غیرممکن است. برخی احزاب کوچک چپ‌گرا، مؤتلف و متحد این جریان هستند.

جریان راست میانه

این جریان با حضور چند حزب کوچک و بزرگ محافظه‌کار تشکیل شده است. هسته‌ی مرکزی و رهبری این جریان با حزب ملت آزادی،[3] یک حزب راست‌گرای مردمی است که به طور رسمی در کنگره‌ی مورخ 29 مارس 2009 ایجاد شد و متشکل از لیبرال محافظه‌کاران قدیمی و دمکرات مسیحیان است. رهبری آن به عهده‌ی سیلویو برلوسکونی است. این جریان، به دنبال انتخابات پارلمانی 24 و 25 فوریه‌ی 2013 (5 و 6 اسفند 1391)، هم‌اکنون قوی‌ترین جریان در مجلس سنای ایتالیا و دومین جناح را در مجلس نمایندگان و در ساختار سیاسی این کشور دارد. تشکیل هر دولتی در ایتالیا مستلزم لحاظ نمودن آرای این جریان در پارلمان است. دمکرات مسیحیان، لیبرال‌ها و حزب لیگ شمال از عمده‌ترین تشکل‌ها و متحدین این جناح هستند که در کنار هر دولت ائتلافی می‌توانند نقش ایفا کنند.

میانه‌روها و مرکزگرایان

جناح مرکز راست یا میانه‌روها، در ساختار سیاسی ایتالیا سابقه‌ی چندانی ندارند و حتی می‌توان گفت در شرایط سخت سیاسی و اقتصادی ایتالیا، طی سه سال اخیر ایجاد شده است. ماری مونتی، کمیسیونر سابق اتحادیه‌ی اروپا، که در نوامبر 2011، بعد از کناره‌گیری برلوسکونی به نخست‌وزیری رسید، رهبری این جناح را بر عهده دارد و از حمایت برخی شخصیت‌ها و جناح‌ها برخوردار است. وی به خاطر انجام سیاست‌های ریاضتی سخت، مورد حمایت اتحادیه‌ی اروپا (بانک مرکزی و کمیسیون اروپا) و خانم مرکل قرار دارد، ولی علی‌رغم برخی موفقیت‌های نسبی در دوره‌ی 13ماهه نخست‌وزیری‌اش، با انتقادات زیادی به خاطر گرایش به سمت سیاست‌های ریاضت اروپایی مواجه شد و نتوانست بیشتر از 10 درصد آرا را در انتخابات سیاسی 25 فوریه (6 اسفند) به دست آورد. وی هم‌اکنون با دو امکان پیش روی روبه‌روست: اول اینکه خود را به عنوان رهبر میانه‌روهای ایتالیایی مطرح نماید و آلترناتیو جدیدی را همراه با جناح چپ، به وجود آورد. دیگر اینکه می‌تواند در مقام اپوزیسیون صبر کند و منتظر فرصت‌های بهتری در آینده بماند.

جنبش پوپولیستی پنج‌ستاره

جنبش تازه‌‌تأسیس پنج‌ستاره،[4] به رهبری جوزپه گریلو پوپولیست، ضداروپایی و ضدسیستم موجود و مخالف شدید یورو (پول واحد اروپا)، به دنبال انتخابات اخیر، تبدیل به سومین تشکل سیاسی ایتالیا شد و یک زلزله‌ی سیاسی در این کشور به وجود آورد. این حزب توانست 25 درصد آرا را به دست آورد. این جنبش روی جوانان و اقشار ضعیف دلزده از دولت‌های پیشین حساب می‌کند. احزاب بزرگ سنتی امروزه مجبورند علی‌رغم خواست خود، این حزب جدید را در معادلات سیاسی به حساب آورند. این حزب اعلام نموده است در هیچ گونه دولت ائتلافی شرکت نخواهد کرد و این امر عملاً یک بن‌بست سیاسی در ایتالیا ایجاد کرده است.[5] به نظر می‌رسد این حزب مایل است در جایگاه اپوزیسیون بماند تا در چشم‌انداز آینده از موقعیت بهتری در افکار عمومی برخوردار باشد.

بازسازی سیاسی در ایتالیا

انتخابات اخیر بار دیگر مشکلات ساختار سیاسی و نظام انتخاباتی ایتالیا را هویدا ساخت. تجربه نشان می‌دهد ایتالیا نیازمند رهبری است که بتواند فضای جدیدی در صحنه‌ی سیاست ایتالیا ایجاد کند و با جذب نسل جدیدی از سیاست‌پیشگان، از پس چالش‌های مربوط به بحران اقتصادی کشور برآید. تا کنون نظام سیاسی انتخاباتی ایتالیا یک نظام دوقطبی متشکل از دو ائتلاف چپ میانه و راست میانه بوده است، ولی اخیراً انتقادات زیادی نسبت به آن صورت گرفته است و برخی جریانات سیاسی معتقدند این ساختار دیگر جواب‌گو و مناسب کشور نیست.

در این میان، جریان تازه‌تأسیس جنبش پنج‌ستاره و تشکل‌ها و طیف‌های طرفدار آن یا مرکزگریان طرفدار ماریو مونتی، آخرین نخست‌وزیر ایتالیا، قصد دارند جریانات سیاسی جدیدی را در ایتالیا تعریف نمایند و روی صحنه‌ی سیاسی کشور آورند. حتی مونتی اخیراً رسماً آمادگی خود را برای رهبری ائتلاف مرکزگرایان و احراز مقام ریاست دولت آینده اعلام داشته است.[6]

از آنجا که دولت‌هاى ایتالیا همواره دولت‌هاى تشکیل‌شده از ائتلاف احزاب بوده‌اند، از پایداری و ثبات چندانى برخوردار نبوده‌اند. لذا براى مقابله با این مشکل و کمک به ثبات دولت‌ها، در سال 2005 اصلاحاتى در قانون انتخابات ایتالیا به عمل آمد تا هر حزبى که بیشترین آراى یک حوزه را به دست آورد، برخوردار از 55 درصد کرسى‌هاى آن ناحیه می‌شود و به این ترتیب، ائتلافى که بیشترین کرسى‌ها را داشته باشد، حتى اگر به نیمى از کرسى‌ها نرسیده باشد، خودبه‌خود 55 درصد کرسى‌ها را در اختیار خواهد گرفت (پاداش می‌گیرد) و به حد نصاب 340 کرسى (از مجموع 630 کرسی مجلس نمایندگان)، براى در اختیار داشتن رأى اکثریت و تشکیل دولت، دست پیدا می‌کند. این نظام انتخاباتی امروز کارایی لازم را ندارد و بحث‌های زیادی برای اصلاح آن در حال انجام است تا دولت‌های باثبات‌تر بتوانند سر کار آیند.
نتایج انتخابات 24 و 25 فوریه‌ی 2013 (5 و 6 اسفند 1391) نیز بار دیگر نشان داد که در ایتالیای امروز هیچ حزب و حتی جریان بزرگ سیاسی نمی‌تواند به تنهایی اکثریت را در پارلمان به دست آورد، قدرت را در دست بگیرد و دولت را تشکیل دهد. حتی گاهی احزاب رقیب سنتی که شدیداً در جریان انتخابات با یکدیگر مبارزه کرده‌اند و انتقادات زیادی به هم وارد آورده‌اند، مجبور به ائتلاف با یکدیگر خواهند شد تا انجام امور کشور فلج نشود. این وضعیت را ما امروز به وضوح می‌بینیم و با توجه به بن‌بست سیاسی که در ایتالیا به وجود آمده است، احیاناً دو جریان بزرگ و مخالف چپ و راست میانه، مجبور به تشکل یک دولت ائتلافی خواهند شد.
ارزیابی انتخابات پارلمانی ایتالیا
سهم احزاب مختلف ایتالیا از برگزاری انتخابات زودرس سراسری در این کشور به شرح ذیل است:
نتایج انتخابات سراسری ایتالیا (24 و 25 فوریه‌ی 2013 معادل 5 و 6 اسفند 1391)
از مجموع 630 کرسی مجلس نمایندگان
حزب
رهبر
درصد
تعداد کرسی‌ها
ائتلاف چپ میانه
پیر لوییجی برسانی
29.54*
340
راست میانه
سیلویو برلوسکونی
29.18
124
جنبش اعتراضی پنج‌ستاره
جوزپه گریلو
25.41
108
ائتلاف مرکزگرایان
ماری مونتی
10.56
45
*دلیل اینکه ائتلاف چپ میانه، به رهبری پیر لوییجی برسانی، علی‌رغم کسب 29.54 درصد آرا حائز 340 کرسی مجلس نمایندگان شده است، به قانون جدید انتخابات ایتالیا برمی‌گردد که طبق آن، برای حزب حائز اکثریت نسبی، جایزه‌ی اکثریت مطلق را در نظر می‌گیرد.
نتایج انتخابات سراسری ایتالیا (24 و 25 فوریه‌ی 2013 معادل 5 و 6 اسفند 1391)
از مجموع 315 کرسی مجلس سنا
حزب
رهبر
درصد
تعداد کرسی‌ها
راست میانه
سیلویو برلوسکونی
31.63
119
ائتلاف چپ میانه
پیر لوییجی برسانی
30.72
117
جنبش اعتراضی پنج‌ستاره
جوزپه گریلو
23.79
54
ائتلاف مرکزگرایان
ماری مونتی
9.13
18
سخنرانی‌ها و میتینگ‌های سیاسی گریلو آن قدر مورد توجه مخاطبان قرار گرفته که همه‌ی نامزدهای دیگر را عصبانی کرده است. برلوسکنی او را تهدیدی برای دمکراسی خواند و هشدار داد که او می‌تواند ایتالیا را در همان خطری قرار دهد که یونان در آن قرار گرفته است. گریلو با کسب 25 درصد از آرا، نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای را در توازن قدرت و در تعیین دولت آینده خواهد داشت. او قول برگزاری یک رفراندوم درباره‌ی اروپا را مطرح کرده و معتقد است اقدامات ریاضت اقتصادی کنونی در حال ویران کردن ایتالیاست. رأی بالای حزب پوپولیستی وی پیامی به اروپا خواهد بود که سیاست‌مداران سرشناس درست در دوره‌ی رکود اقتصادی و بالا بودن میزان بیکاری، به شدت در خطرند و در واقع آن‌ها به دشواری نمایندگی مردم کشورشان را بر عهده دارند. وی با سیاست‌های ریاضت اقتصادی که از سوی بانک مرکزی اروپا، کمیسیون اروپایی و با حمایت دولت آلمان برای کشورها اعمال می‌شود مخالف است و آن را مناسب شرایط دشوار اقتصادی مالی ایتالیا نمی‌داند.

پی‌نوشت‌ها:
[1]لارپوبلیکا، 27 فوریه‌ی 2013.
[2]Pier Luigi Bersani
[3]Il Popolo della Libertà, PDL
[4]Mouvement 5 Etoiles, M5S
[5]Reuters, Gavin Jones et Francesca Piscioneri, 27 Fevrier 2013.http://fr.news.yahoo.com/quel-avenir-pour-le-mouvement-5-etoiles-premier-064512844
[6]ایل مساجرو، 29 دسامبر 2012.

/ برهان

درباره ی هرمس

همچنین ببینید

تروریسم و شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی و تداوم حیات تروریسم

ژیلا احمدی – دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل شبکه‌های اجتماعی چه تأثیری بر گسترش افکار و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *