شنبه , تیر ۳۱, ۱۳۹۶ ۳:۲۴ ب.ظ
خانه » فرهنگی » سینما و تلوزیون » هیس! تماشاچیِ خوب فریاد نمی‌زند …

هیس! تماشاچیِ خوب فریاد نمی‌زند …

سید محمد رضا فیاضی- منتقد سینمایی

پوران درخشنده

اسنا / سرویس دانشگاه

سینما چیست؟ هنرمند کیست؟ ظرفیت رسانه ای هنر تا کجاست؟ رسالت و وظیفه ی هنرمند سینمایی چیست؟ تعهد هنری به چه معنی است؟ سینمای دینی چیست؟ این ها و صدها سوال مرتبط با این موضوعات بخش گسترده ای از مباحثه ها و مجادله ها پیرامون موضوع رسانه به صورت عام و سینما به صورت خاص را تشکیل می دهد که بحث تفصیلی درباره هریک از آن ها خارج از حوصله این سیاهه است و زمان و مکان خاص خود را می طلبد.

با این حال در این نوشتار برآنیم تا نه با نقد و بررسی تاکتیک ها و فنون سینمایی؛ بلکه با طرح سه سوال اساسی پیرامون محتوای فیلم و تلاش به پاسخگویی به آن ها به بررسی یکی از آثار پرحاشیه جشنواره یازدهم  فجر بپردازیم؛ جشنواره ای که قرار است نمودی بارز از حضور و ظهور هنرمندان متعهد دینی در عرصه رسانه ای کشور و شاید بین الملل باشد تا آثار سینماگران مسلمان بتواند برخی چالش ها، مشکلات و اهم موضوعات جامعه ی اسلامی را با دیدی خیرخواهانه، به عرصه ی تماشای مخاطبان مسلمان بگذارد تا شاید محل تجلی هنر اسلامی باشد.

و اما ساخته ی پوران درخشنده؛ روایتی است دردناک از یک معضل اجتماعی – اخلاقی که خارج از میزان واقعی شیوع آن در جامعه ایرانی، در خوش بینانه ترین حالت، تذکر و هشداری است خیرخواهانه به جامعه ای که در برخی سطوح دچار مشکلاتی است جدی و چالش برانگیز که البته از دید سازنده بسیار فراگیر و مبطلا به تصویر شده است.

شیرین دختری است که در شب ازدواج، با لباسی سفید و البته خون آلود در مقابل دیدگان کنجکاو مخاطب حاضر می شود تا درخشنده در همان ابتدا ضربه ای اساسی در جهت تحریک قوه تخیل و کنجکاوی بینندگان سینما ایجاد کند و سوال های بسیاری را در مقابل ذهن نامطلع تماشاچی بوجود آورد. شیرین اما در ادامه مجبور می شود برای توضیح چرایی قتلی که به علت ارتکابش در انتظار حکم قصاص به سر می برد؛ به سرگذشت تلخ خود رجوع کند و داستان تلخ فیلم دقیقا از همین نقطه شروع می شود. سرگذشتی که در برابر دیدگان متحیر تماشاچی، سالیان کودکی شیرین را روایت می کند. روایتی که با حضور شخصیت پلیدی به نام “مراد” همراه می شود

صحنه های بی پروایی که کارگردان از ارتباط این دو به نمایش می کشد؛ به وضوح نمایانگر سواستفاده های اخلاقی مراد از کودک معصومی است که در جهت رسیدن ِ مراد به مراد ناپاک خود، منجر به سیاه شدن پرده ی سفید سینما در برابر چشمان نگران و مضطرب بیننده می شود!

فضایی سیاه، تاریک و پراضطراب که تماشاچی را وادار به شدیدترین بازخورها نظیر التهاب، استرس، گریه، تنفر و حتی فحاشی نسبت به مراد میکند و البته همه ی این هیجانات ِ منفی با اصرار سازنده بر نمایش عریان ادامه ی روند سواستفاده های کثیف توسط مراد، بیش تر و بیش تر می‌شود تا جایی که برخی تماشاچیان حساس تر را مجبور به ترک سالن سینما یا بستن چشم بر روی تصاویر مشمئز کننده ی فیلم می کند!

نگارنده به رسم حفظ امانت نسبت به کارگردان، از توضیح بیش تر داستان فیلم قبل از اکران عمومی(!)، خودداری می کند هرچند به نظر می رسد، کارگردان، خود به ادای امانت نسبت به جامعه ای که در برابر آن مسئول است؛ امانت دار نبوده و نیست!!!

اما در اینجا، قصد داریم تا با طرح سه سوال اساسی پیرامون این ساخته، به بررسی برخی نکات مهمی که متاسفانه فقط مختص این فیلم نیست و تا حد زیادی عمومیت دارد؛ بپردازیم.

1. اصولا هدف فیلمساز در ساخته هایی از این دست چیست؟

2.    دسته بندی و طبقه بندی مخاطبان در آثاری که بی محابا به پرداخت برخی معضلات جامعه می پردازند؛ تا چه حد اهمیت دارد؟

3. به طور کلی برای نیل به مقاصد مدنظر ولو از جنس اهداف مطلوب و احیانا مقدس(!)، آیا مجاز به استفاده از هر وسیله ای هستیم؟

لازم به تذکر است که پاسخ های سوالات فوق ارتباط پیوسته و همبسته ای دارند که نهایتا منجر به اثرگذاری پاسخ هر سوال بر پاسخ سوال های دیگر می شود.

اما سوال اول؛ باتوجه به اینکه نگارنده در اولین گام برخورد با آثار یک سینماگر مسلمان در جامعه ای مسلمان، مکلف به حسن ظن است؛ در بهترین حالت پیش فرض زیر به ذهن متبادر می شود:

مقصود سازنده از ساخت چنین اثری گوشزد کردن یکی از معضلات ِ تلخ جامعه و هشدار و تذکری است که موجب متنبه شدن مردم و مسئولین می شود1 و شاید بتوان آن را به نوعی جراحی تخصصی – سینمایی بر یکی از بیماری های حاد اجتماعی – اخلاقی، تمثیل کرد.

با قبول این پیش فرض ِ خوش بینانه، توجه به چند نکته ضروری به نظر می رسد؛

نخست اینکه آیا موضوع طرح شده در فیلم یعنی تجاوز به کودکان معصوم جامعه و شرم آن ها و خانواده ها از ابراز و اعلام شکایت پیرامون این معضل ِ خاص، تا چه حد در جامعه ای مثل ایرانی اسلامی ضرورت ِ طرح ِ عمومی دارد و آیا طرح چنین مطلبی نوعی شاعبه ی پریشان سازی جامعه و سیاه نشان دادن آن را در پی نخواهد داشت؟

دوم اینکه با دقت بر یکی از اصول اصلی اسلام مبنی بر عدم جواز اشاعه ی فحشا آیا سازنده مجاز به طرح چنین موضوعی آن هم به صورت عریان و شفاف در سطح عام خواهد بود و آیا چنین ساخته ای منجر به از بین رفتن قبح طرح این مسائل غیرانسانی در جامعه نمی شود؟

اما در مورد سوال دوم بازهم فرض می‌کنیم که مقصود سازنده از بیان شفاف و عریان این معضل تلخ اجتماعی؛ نیتی بدون قصد و غرض و صرفا از منظر خیرخواهانه می باشد؛ بنابراین در برخورد با این پرسش باید به چند نکته ی اساسی توجه داشت:

نخست اینکه اهمیت حفظ بهداشت عمومی ِ روانی جامعه تا چه حد است و اصولا هنرمند سینمایی به عنوان نمود وجدان بیدار و متعهد جامعه آیا این حق را دارد که به بهانه‌ی بیان معضلات، هر پدیده ی نامیمون و نامبارکی را در مقیاس کلان جامعه منعکس و برجسته کند و موجبات پریشانی خاطر جامعه را فراهم آورد؟ آیا هنرمند اجازه دارد بدون توجه به میزان فراگیری یک معضل، با ضریب دادن به درجه ی اهمیت ِ آن، موجبات اشاعه و فراگیر شدن یک موضوع ِ ناخوب را فراهم آورد؟ آیا سازنده ی این فیلم ِ سراسر تلخی، از اثرات ِ نامبارک این ساخته بر روح و روان ِ اقشار مختلف جامعه مطلع است؟

دوم اینکه اساسا طرح چنین موضوعات ِ تلخ اجتماعی در مقیاس کلان جامعه، تا کنون چه تاثیر مثبتی بر کاهش یا حذف این نارفتاری های اجتماعی داشته است و سازنده در مخیله خود چه تاثیر مثبتی را بر رفتار مخاطبان فیلم اعم از والدین و معلمان و قضات و سایر نهادهای اجتماعی متصور است؟ تغییر رفتار  ِ مطلوب ِ ایجاد شده در مخاطبان پس از تماشای این فیلم خصوصا در جامعه ی اسلامی کشور ما، قرار است چگونه اعمال شود؟ آیا نتیجه ی این تهییج و تحریک عمومی به چیزی جز افزایش اضطراب ها و استرس های غالبا نامعقول و افراطی، مالیخولیاها و توهم های دهشتناک ِ همیشگی، بی اعتمادی ها و نگرانی های فراگیر منجر می شود؟ آیا والدین به عنوان پاسبانان حریم خانواده باید برای فرزندانشان محافظان مخصوص 24 ساعته استخدام کنند؟ آیا واقعا اوضاع عمومی جامعه ی ما تا به این حد در وضعیت بحرانی قرار دارد که سازنده با ذکر 27 مورد مشابه تجاوز به عنف در کودکان و  به وسیله پلان آخر فیلم که با نمایش چهره ی معصوم کودکان یک مدرسه به عنوان نمونه ای خوشه‌ای از جامعه ی مدنظر، سعی در تعمیم این داستان ِ اضطراب آفرین به کل جامعه داشته باشد؟ و در آخر اینکه اگر نیت فیلمساز اصلاح یک وضعیت نامطلوب اجتماعی است؛ آیا نباید میان مخاطبان مختلف فیلم از حیث سن و مزیان تاثیرپذیری و تاثیرگذاری بر موضوع تفکیک قائل شد؟

و سوال سوم اینکه بازهم با فرض پذیرش اینکه نیت سازنده نیتی است مصلحانه و خیرخواهانه (گرچه با توجه به مطالب ذکر شده این فرض بیش تر به فرضی محال می ماند!) سوال اصلی این است که آیا برای نیل به هدفی مطلوب مجاز به بهره گیری از هر نوع ابزاری خواهیم بود؟ آیا نمایش صحنه های مشمئز کننده ی فیلم که مسلما آثار لحظه ای و مداوم وحشتناکی بر ذهن و روح مخطاب دارد به بهانه ی ایجاد جذابیت برای ارائه ی پیام فیلم مجاز است؟ (البته اگر پیامی در کار باشد!) آیا سیل عظیم آیات و روایات مرتبط با اصل حیا و عفت در بیان مقاصد مختلف که همواره مورد تاکید اسلام عزیز بوده است را فراموش کرده ایم ( داستان حضرت یوسف یا روایاتی از جنس من لا حیا له لا ایمان له)، آیا سینماگر به منظور ایجاد جذابیت برای مخاطب مجاز به جابه جایی بی حد و حصر ترتیب و نظم قوای چهار گانه ( عقل، شهوت، وهم، غضب) به ضرر تسلط قوه ی عقلانی خواهد بود؟

راستی چگونه است که در جوامعی چون انگلستان2 و امریکا3 که سالهاست در منجلاب مفاسد اخلاقی فرو رفته اند و به شدت درگیر این دستاورد عظیم  ِ نیست انگاری ها و نهلیسم ها و پوچ گرایی ها و انسان محوری ها هستند؛ هیچگاه شاهد ساخت چنین آثار عریانی پیرامون این موضوع حساس و رایج در فرهنگ منحط غربی نیستیم؟

مگر نه اینکه آمار تجاوزات و سواستفاده های جنسی در این کشور ها صدها برابر کشوری چون جمهوری اسلامی ایران می باشد؛ پس چگونه است که حتی در ساخت چنین آثاری که ولو با اهداف انتقادی در مهد فساد و بن بست ها و انحطاط های غربی ساخته و پرداخته می شوند؛ حفظ حریم اخلاقی و بهداشت روانی مخاطب به شدت در این مورد خاص مورد تاکید و اهمیت قرار می گیرد و غالبا به اشاره‌های تلویحی و غیرمستقیم بسنده می شود ( برای نمونه مراجعه شود به فیلم سینمایی مسیر سبز4) و جالب تر آنکه حتی در حوزه ی صنایع کثیف پورنوگرافیک و اروتیک، حوزه تجاوزهای به عنف و خصوصا سواستفاده های جنسی از کودکان در شمار معدود موضوعات ِ همیشه ممنوعی قرار می‌گیرد که حتی سایت های مستهجن نیز از ورود به این مسائل شرم آور امتناع می کنند؟

خارج از سه سوال طرح شده در این یادداشت نکات بسیار دیگری درباره محتوای فیلم مطرح است. مسائلی چون مقصر جلوه دادن کل جامعه در قبال معضل سواستفاده های جنسی از کودکان که به وضوح در مصاحبه ها و نشست های خبری توسط کارگردان این اثر ذکر شده است1 یا اشاره ی غیرمستقیم به بحث قصاص که به عقیده نگارنده اصلا مورد بحث سازنده نبوده و نیست و مسائلی از این دست که خارج از حوصله این یادداشت است.

در آخر نگارنده با مردود دانستن استفاده فیلمساز از وسایل غیرقابل توجیه و مردود در جهت برجسته سازی موضوعی  شاذ» و شرم آور که منجر به تشویش اذهان عمومی جامعه و ایجاد اضطراب و بدبینی در میان توده های مسلمان جامعه می شود؛ اکران عمومی این ساخته را خیانتی آشکار به اصول اخلاقی جامعه و در جهت تضعیف بنیان های اجتماعی می‌داند چراکه چاقوی تیز هنر همانطور که می تواند به عنوان ابزاری مفید در جهت جراحی بحران های عظیم فرهنگی و تاثیرگذاری بر جامعه اسلامی بر اساس الگو ها و قواعد دینی مفید فایده واقع شود؛ به همان نسبت می تواند به ابزاری مبدل شود که در دست جراح نماهای نابلد یا نامطلع جان مخاطبان مسلمان را مورد تهدید قرار دهد.

البته لازم به تذکر است انتخاب این فیلم به عنوان یکی از فیلم های برگزیده مخاطبان؛ هشداری است جدی به مسئولین فرهنگی کشور در خصوص نزول ارزش های اخلاقی و اجتماعی؛ مساله ای که البته بی ارتباط با حضور قشری خاص در جشنواره ی به اصطلاح فجر نمی باشد و نمود آن را می توان در  نوع خاص موضوعات مطرح شده جشنواره های سال های گذشته (غلظت بالای تم های خیانت و …) با وضوح بالا مشاهده کرد و بنابراین نمی توان و نباید نظرات این مخاطبان خاص را به نظرات کل جامعه اسلامی ایران تعمیم داد.

ارجاعات:

1 درخشنده: این فیلم یک زنگ خطر برای خانواده و جامعه است. ادامه زنگ خطر در خانواده باید پی گرفته شود همه ما مسئول هستیم و باید درک کنیم . باید نگاه جامعه نسبت به دختر و زن تغییر کند و باید به جایی برسیم که جامعه با سلامت پیش برود.

2 بي بي سي در گزارشي از افزايش 60 درصدي صدور احكام محكوميت بخاطر تجاوز جنسي به نوجوانان زير 16 سال در انگلستان و ولز، طي 6 سال اخير خبر داد. مطابق با گزارشي كه به وزارت دادگستري انگلستان ارائه شده است ، تعداد محكوميت بخاطر تجاوز جنسي به نوجوانان زير 16 سال، از 1363 مورد در سال 2005 ، به 2135 مورد در سال 2010 افزايش يافته است و سال گذشته پليس در انگلستان و ولز از 23 هزار مورد تجاوز جنسي به اطفال مطلع شده است که مسلما آمار ارائه شده با واقعیت های گزارش نشده تفاوت فاحشی دارد.

3 موسسه « کمک به کودکان » آمريکا با انتشار ارقام مربوط به آزار و اذيت جنسي کودکان اعلام کرد ، هر سال سه ميليون و سيصد هزار گزارش آزار و اذيت جنسي در آمريکا دريافت مي شود. هر سال سه ميليون و سيصد هزار گزارش آزار و اذيت جنسي در آمريکا دريافت مي شود که شامل حدود شش ميليون کودک است ( يک گزارش مي تواند شامل چند کودک باشد. )   اين ارقام نشان مي دهند آمريکا بدترين سابقه را در ميان کشورهاي صنعتي دارد و از اطلاعات منابعي مانند اداره بهداشت و منابع انساني آمريکا ، دفتر پاسخگويي دولت آمريکا ، کتاب سيندر هووارد و چند منبع ديگر تهيه شده اند. هر ده ثانيه يک مورد آزار و اذيت جنسي گزارش مي شود؛ هر روز بيش از پنج کودک در نتيجه آزار و اذيت جنسي جان خود را از دست مي دهند؛ حدود هشتاد درصد کودکاني که بر اثر آزار و اذيت جنسي مي ميرند زير چهار سال هستند؛ برآورد مي شود در گواهي فوت بين پنجاه تا شصت درصد از کودکان ذکر نشود که سوء رفتار دليل مرگ آنها بوده است؛ بيش از نود درصد کودکاني که آزار و اذيت جنسي مي شوند به شکلي فرد متجاوز را مي شناسند. حدود هشتاد درصد افراد بيست و يک ساله که در کودکي آزار و اذيت جنسي شده اند.

کودکاني که آزار و اذيت جنسي شده اند ، بيست و پنج درصد بيشتر احتمال دارد در نوجواني باردار شوند؛ نوجواناني که آزار و اذيت جنسي شده اند با خطر بيشتري از لحاظ ابتلا به بيماري هاي مقاربتي روبرو هستند؛ کودکاني که والدينشان از مشروبات الکلي و مواد مخدر استفاده مي کنند ، سه برابر بيشتر احتمال دارد آزار و اذيت جنسي شوند و احتمال بي توجهي به آنها چهار برابر بيشتر مي شود؛ دو سوم از افرادي که براي ترک مواد مخدر تحت درمان قرار دارند ، در کودکي آزار و اذيت جنسي شده اند يا به آنها بي توجهي شده است.   چهارده درصد از همه مردان زنداني در آمريکا ، در کودکي آزار و اذيت جنسي شده اند؛ سي و شش درصد از همه زنان زنداني ، در کودکي آزار و اذيت جنسي شده اند؛ کودکاني که با بي توجهي يا آزار و اذيت جنسي روبرو شده اند ، پنجاه و نه درصد بيشتر احتمال دارد در کودکي دستگير شوند ، بيست و هشت درصد بيشتر احتمال دارد در بزرگسالي دستگير شوند و سي درصد نيز بيشتر احتمال دارد مرتکب خشونت شوند. آمار تجاوز به کودکان نیز در امریکا وحشتناک است. 15 درصد از خشونت های جنسی مربوط به کودکان زیر 12 سال است. 29% بین 17-12 سال 44% زیر 18 سال و در رابطه با بزرگسالان 80% زیر 30 سال.

سازمان امنیت و حفاظت از کودکان امریکا اعلام کرده است، تا زمان انتشار این گزارش126.000 کودک قربانی خشونت ها و آزارهای جنسی بودند و می توان گفت این آمار روز به روز بیشتر هم خواهد شد. حدود 75% از کودکان مورد تجاوز قرار گرفته شده دختران بوده اند و حدود 30% از کودکان قربانی بین 7-4 سال داشته اند. همچنین این آژانس اعلام کرده است: 34.2% از متجاوزین از اعضای خانواده 58.7% از دوستان و آشنایان و تنها 7% از مجرمان افراد غریبه و ناشناس بوده اند.

4 فیلم «مسیر سبز» محصول سال 1999 به کارگردانی «فرانک دارابونت» اقتباسی برگرفته از رمانی با همین نام از «استفن کینگ» است که در آن تام هنکس نیز نقش‌آفرینی کرده است. این فیلم در وبگاه imdb جزو صد فیلم برتر سینما محسوب میشود.  در مراسم اسکار سال ۲۰۰۰ این فیلم نامزد چهار اسکار شد و در طی داستان این فیلم که حول تجاوز و قتل به دو کودک روایت می شود؛ موضوع به طور کاملا غیرمستقیم نمایش داده می شود.

درباره ی هرمس

همچنین ببینید

دکتر افشین زرگر

” آشوب ” به تولید رسید – ایماژ

فیلم نیمه بلند ” آشوب ” به تهیه کنندگی مرکز هنری ایماژ و کارگردانی سعید …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *